دلتنگیای خوشمل بانودلتنگیای خوشمل بانو، تا این لحظه 5 سال و 9 ماه و 15 روز سن دارد
خوشمل بانوخوشمل بانو، تا این لحظه 30 سال و 1 ماه و 24 روز سن دارد

عزیزانم پس کی می یاین بی صبرانه منتظرتونم

شیر خوارگان حسینی

سلام نازگلم که چقدر دلم برات تنگ شده بود و نمی دونی چقدر هواتو کردم الهی قربون اون چشمای نازت برم که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه فنچون مامانی نمی دونی چقدر دلم بدجوری هواتو کرده و بی صبرانه منتظرت هستم قربونت برم که جونم به جونت و اون لبای خوشملت بستس امروز دل مامانی بد جوری گرفته و از همه مهمتر بدجوری هواتو کرده بود وقتی می دیدم که همه نازگلاشون رو بردن به همایش شیرخوارگان حسینی و از تلویزیون که می دیدم بدجوری دلم هواتو می کرد و تو دلم می گفتم یعنی میشه خدایا منم یه روزی کوچولومو لباس حضرت علی اصغر بپوشونمش و با خودم ببرمش به امید اون روز که می دونم هیچ وقت دیر نیست و بالاخره انتظار یه روزی تموم میشه فقط صبرمامانی کمه چندتا خبر برات دار...
24 مهر 1394

تولد یک سالگی بنیامین

اول نوشت : 13 مهر سال 93 بنیامین عزیزم درست در روز عید قربان پا به این دنیای خاکی گذاشت و خانواده ما رو مملو از شادی کرد الان درست یه سال از اون ماجرا می گذره و من خیلی خوشحالم که این عزیز جوجه در کنارماس هرچند کنارش نیستم و با عکساش دلتنگیامو التیام می دم اما بازم جونمو نثارش می کنم و الان 13 مهر 94 هستش و روز اولین تولد این عزیز عمه است که دارم براش می نویسم و از خدا براش طول عمر با عزت و عاقبت به خیری رو می خوام عزیز عمه دوست دارم و عاشقانه جونمو نثارت می کنم و برات بهترین ها رو از خدای مهربان می خوام و عاشق اون خنده های کودکانه هایت هستم و دلم می خواهد هیچگاه بزرگ نشوی نازنینم و از خدا می خوام همیشه لبخند برلبانت  باشه نازنینم و ب...
14 مهر 1394

رفتن به ولایت

سلاممممممممممممممم به فنچول مامانی چطوری عزیزدلممممممممممممممممم ؟ دل مامانی برات لک زده کی می شه بیای پیشمو منم تا می تونم حسابی بخورمت . نمی دونم چی شده که عشق بهت تو وجودمامانی خیلی پررنگ شده اینقدر پررنگ شده که حتی مامانی یه  بچه کوچولو می بینه حتما باید از مادرش اجازه بگیره و بغلش کنه ( معلومه اوضام خیلی وخیمه  خدا به خیر کنه ) . الهی قربونت برم که نفسم به نفست بنده به اون چشمای نازت که وقتی ناز می خوابی و مامانی هم با عشق بهت نگاه می کنه . عزیز مامان مامانی بعد یه سال تونست بره ولایت البته اونم یهویی و اتفاقی شد که ماجرا از این قبیل بود چند روز قبل رفتن مامانی با بابابزرگت به ولایت تک خاله  ای ما رو به شام دعوت کرد و...
14 مهر 1394

دعای آرامش

خدایا، اندیشه‌ام را در مسیری معنوی و روحانی قرار ده، تا روحم را با تو درآمیزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام دریابم. خدایا، اندیشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقیقت و عقلانیت متعهد باشم، و تنها بر پایه فهم و تشخیص خودم از زندگی، زندگی کنم، تا بتوانم از آنچه جامعه و دیگران از من می‌خواهند فراتر بروم. خدایا، به من بینشی عطا کن که هیچ وقت خود را با دیگران مقایسه نکنم، بر آنهایی که از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها که پایین ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت کنم و همواره در این اندیشه باشم که از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم. خدایا، به من فهمی عطا کن تا تفاوتهای خود با دیگران را ...
13 مهر 1394

بدون عنوان

ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــــﺎ ...  ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ، ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ  ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...  ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ، ﺍﺯ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﺸﺎﻥ ...  ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ  ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺩ ...  ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ....  ﺣﻖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ  ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺒﻮﺩ ...  ﺣﻖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩ ...  ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺑﺪ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...  ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــــﺎ ...  ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ، ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ  ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...  ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ، ﺍﺯ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﺸﺎﻥ ...  ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ  ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺩ ... &nbs...
11 مهر 1394

روز عید غدیر خم مبارک باد

روز عیده.ﻣﯿﺨــــــــــﻮﺍﻡ ﺩﻋــــــــــــﺎ ﮐﻨــــــــــــﻢ ... ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧـــــــﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎﺷآﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻓﺘــــــــــــﺎﺭﻥ ... ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘــــــــــــﻦ ... ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬــــــــــــﺍﻥ ... ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎ ﺍﻣﯿـــــــــــدن ... ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﻋﺎﺷﻘــــــــــــﻦ ... بعضيا در آرزوى رفتن به کربلا 'مشهدو... بعضيادر آرزوى داشتن فرزند بعضيا گره سختى افتاده تو زندگيشون بعضیاشونو میشناسم ... بعضیاشونو نمیشناسم ... ﺧـــــــــﺪﺍﺟــــﻮﻥ ﻫـــــﻮﺍﯼ ﺩﻻﺷــــﻮﻧﻮﺩﺍﺷتــــــﻪ ﺑﺎﺵ ﯾﻪ ﺩﺳﺘـــــــﻰ بﻪ ﺳـــــﺮﻭﮔـــــﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﻮﻥ ﺑﮑﺶ ﻧزﺍﺭ ﺣﺴــــــــــــﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺑﻤﻮﻧﻦ ﻧزﺍﺭ ﺍﯾﻤﺎﻧﺸــــــــﻮﻥ ﺿﻌﻴــــــﻒ ﺑﺸﻪ ﺩﺳﺘﺸــــــ...
10 مهر 1394
1