عزیزانم پس کی می یاین بی صبرانه منتظرتونم
 

 


دلت گرفت دیگر منت زمین را نکش 

راه آسمان باز است پربکش

او همیشه آغوشش باز است  نگفته تو را می خواند؟

اگر هیچکس نیست خدا که هست 

15:41 شنبه 28 شهريور 1394 هدیه
بغلم کن!!!!!!!!

بغلم کن!!!!!!!!
میبینی مادر......
دیگر; هیچی ... غم هایم راتسکین نمیدهد.....
 بغلم کن!!!!!
سلطان غم,مادرم.... بگو,چطور ارام شوم؟؟؟؟؟
فرزندت ازپای درآمده.... بغلم کن!!!!

مادرم " مهربانم...به داد دلم برس...ضمانتم راپيش خداكن..!!!
رمقي نيست " نايي نيست "" زورم نميرسد دیگر ..چه کنم مادرم..
بغلم کن!!!!!
بغلم کن!!! نوازشم کن!!! مادرم دردهایى دارم که خبر نداری...زجرها کشده ام که خبر نداری..
نامرديهايي ديدم كه خبر نداري...
بغلم كن..!!!
ارام ندارم, بازهم باخته ام,بازهم زمین خورده ام,...بلندم کن,بتکان زانوهاي خاكي ام را...
بغلم كن!!!
كجا گریه کنم,کجا فرياد بزنم,کجا,....مادر!!! دیگر آن کودک معصوم تو نیستم...
میدانم زخم چیست,درد چیست,نامهربان کیست....

هیس!!!!
مادر,فقط بغلم کن

13:29 يکشنبه 25 بهمن 1394 هدیه
دلم گرفته

ای خدای مهربون دلم بد جوری گرفته

خودت خوب می دونی که از چی دلم گرفته

توی این دنیای خاکی هیچی کی نیست که به حرفام گوش بده

تا کسی نیست که من سرمو بذارم رو شونش های های گریه کنم

هرکسی تو این دنیا زندگی می کنه برای من سرش شلوغه

و حتی وقتی برای من نمی گذاره دلم تو این شهر غریب پوسید 

هیچکی نیست به حرفام گوش بده

از این وضعیت خسته شدم

دلم می خواد با یکی حرف بزنم

مدتی یه گریه نکردم

خیلی وقته سنگ دل شدم 

دیگه اشکام از چشام سرازیر نمی شه

روزگار منو پوست کلفت کرد 

وازم یک آدم دیگه ساخت

20:16 يکشنبه 20 دی 1394 هدیه
تنهایی

تنهایی شاید تنها واژه ای باشه که به زبونمون می یاد

شاید به عمق این واژه پی نبردیم

آدم وقتی تنها نباشه نمی تونه معنی تنهایی رو بفهمه

آدم وقتی تنهایی رو حس نکنه نمی تونه

معنی باهم بودن رو بفهمه

معنی عشق

معنی دوست داشتن

معنی عاشق بودن

ما آدما تو این دنیای خاکی تنهاییم

اما بالا سرمون

یکی رو داریم که خیلی دوسمون داره

اگه خطایی هم بکنیم مارو ترک نمی کنه

پس اینو یادمون باشه که خدا ستارالعیوبه

20:08 يکشنبه 20 دی 1394 هدیه
آتلیه عکس

 

 

 

 

2:00 شنبه 28 آذر 1394 هدیه
دلتنگم

دلتنگم دلتنگ آن روزگاران
دلتنگ حیاط خانه مان با حوضی که زلالی آبش مرا بسوی خود می خواند
دلتنگم،دلتنگ ایوان خانه مان که هربعد ازظهر میزبان خانواده ام بود
دلتنگ شمشاد زیبای حیاطمان، رز های رنگارنگ وخوشبو
، سبزى هایی که درون باغچه میکاشتیم
دلتنگ درختهای موبا داربست های بلند که بسیار مورد علاقه پدرم بود
دلتنگم، دلتنگ صدای شر شر آبی که هر صبح گوشم را نوازش میداد....و هر روز مادرم بود که عاشقانه روزش را با شتشوی حیاط و کوچه آغاز ميكرد
آری دلتنگم، دلتنگ بوی عطر نان خانگی که زینت بخش سفر های بی ریایمان بود،،،،
هنوزم بوی آن را حس میکنم، سرشیر وکره محلی که هنوزم فکرش مرا به آن زمان میکشاند،،،،،،
دلتنگم، دلتنگ چای شیرین هایی که در استکانهای کوچک میخوردیم، هنوزم صدای هم زدن چایی دست جمعیمونو بصورت یک ملودی خوش آهنگ میشنوم وای که چه زیبا می نواختیم،،،،

دلتنگم، دلتنگ سفره هایی که همه دور هم جمع ميشديم و تنهایی سر سفره معنا نداشت،،،

دلتنگم، دلتنگ سرمای زمستان، با كرسى زغالی، بخاریهای نفتی،شیشه های یخ زده،
شب یلداهای واقعی با برف فراوون،که چه کوتاه و زود گذر بود برای ما در کنار عزيزانمان.....

دلتنگ مهمانی هاودور هم بودنمان، رفت و آمدها ی ساده و بی ریایمان، بازی های بچه گی، دعواها، قهر و آشتی ها، همه وهمه دلتنگشان هستم خیلی زیاد

 دلتنگم، دلتنگ کودکی، دلتنگ نوجوانی، دلتنگ جوانی دلتنگ گذشته ای که آن را در گذشته جا گذاشته‌ام و حال دلتنگ آن گذشته‌ام،،،،،


سلام دوستان عزیزم این آهنگ تقدیم به شما نازنینانم که بهم محبت دارین و به کلبه درویشی من سرمی زنید بوس

4:37 چهارشنبه 25 آذر 1394 هدیه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 41 صفحه بعد