عزیزانم پس کی می یاین بی صبرانه منتظرتونم
 

 


دلت گرفت دیگر منت زمین را نکش 

راه آسمان باز است پربکش

او همیشه آغوشش باز است  نگفته تو را می خواند؟

اگر هیچکس نیست خدا که هست 

15:41 شنبه 28 شهريور 1394 هدیه


ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــــﺎ ...

 ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ، ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ
 ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...

 ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ، ﺍﺯ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﺸﺎﻥ ...

 ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
 ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺩ ...

 ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ....

 ﺣﻖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ
 ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺒﻮﺩ ...

 ﺣﻖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩ ...

 ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺑﺪ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...

 ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺪﺍﯾـــــــــــــــﺎ ...

 ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ، ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ
 ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...

 ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ، ﺍﺯ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﺸﺎﻥ ...

 ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
 ﺩﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﺩ ...

 ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﻡ ....

 ﺣﻖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ
 ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﺒﻮﺩ ...

 ﺣﻖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻧﺒﻮﺩ ...

 ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺑﺪ ﻧﺒﻮﺩﻡ ...

 ﺍﻣﺎ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ…

21:52 شنبه 11 مهر 1394 هدیه
روز عید غدیر خم مبارک باد


روز عیده.ﻣﯿﺨــــــــــﻮﺍﻡ ﺩﻋــــــــــــﺎ ﮐﻨــــــــــــﻢ ...
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧـــــــﻮﺩﻡ

ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯾﻢ ﮐﻪ
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷآﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻓﺘــــــــــــﺎﺭﻥ ...
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘــــــــــــﻦ ...
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬــــــــــــﺍﻥ ...
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎ ﺍﻣﯿـــــــــــدن ...
ﺑﻌﻀﯿﺎﺷﻮﻥ ﻋﺎﺷﻘــــــــــــﻦ ...
بعضيا در آرزوى رفتن به کربلا 'مشهدو...
بعضيادر آرزوى داشتن فرزند
بعضيا گره سختى افتاده تو زندگيشون
بعضیاشونو میشناسم ...
بعضیاشونو نمیشناسم ...
ﺧـــــــــﺪﺍﺟــــﻮﻥ ﻫـــــﻮﺍﯼ ﺩﻻﺷــــﻮﻧﻮﺩﺍﺷتــــــﻪ ﺑﺎﺵ
ﯾﻪ ﺩﺳﺘـــــــﻰ بﻪ ﺳـــــﺮﻭﮔـــــﻮﺵ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﻮﻥ ﺑﮑﺶ
ﻧزﺍﺭ ﺣﺴــــــــــــﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺑﻤﻮﻧﻦ
ﻧزﺍﺭ ﺍﯾﻤﺎﻧﺸــــــــﻮﻥ ﺿﻌﻴــــــﻒ ﺑﺸﻪ
ﺩﺳﺘﺸــــــــــﻮﻧﻮ ﺑﮕﻴــــــــــــــــــــــﺮ
ﺩﻭﺳﺘــــــــــــﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑــــــــــﻮﻧﻤﻮ ﺷـــــــــــﺎﺩ ﮐﻦ
ﺧﺪﺍﻳــــــــــــﺎ ﺑﻪ ﻳﮕﺎﻧﮕﻴـــــــﺖ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻴــــــــــــﺪﻡ ﻧزﺍﺭ ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــــﺎﺷﻮﻥ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻤﻮﻧــــــــــــﻪ

""آمین""
 تقدیم به شما که مجازی هستین.

 امااااا خیلی بزرگوارید

11:58 جمعه 10 مهر 1394 هدیه
ای مرد من

بگو اي مرد من اي از تبار هر چه عاشق

بگو اي در تو جاري خون روشن شقايق

بگو اي سوخته اي بي رمق اي كوه خسته

بگو اي با تو داغ عاشقاي دل شكسته

بگو با من بگو از دردو داغت

بذار مرهم بذارم روي زخمات

بذار بارون اشك من بشوره

غبار غصه ها رو از سرو پات

بذار سر روي شونم گريه سر كن

از آن شب گريه هاي تلخ هق هق

بذار باور كنم يه تكيه گاهم

براي غربت يه مرد عاشق

رها از خستگي هاي هميشه باورم كن

بذار تا خاليه سينم برات آغوش باشه

برهنه از لباس غصه هاي دورو ديرين

بذار تا بوسه هاي من برات تن پوش باشه

تو با شعر اومدي عاشق تر از عشق

چراغي با تو بود از جنس خورشيد

كدوم طوفان چراغو زد روي سنگ

كتاب شعرو از دست تو دزديد

بگو اي مرد من اي مرد عاشق

كدوم چله از اين كوچه گذر كرد

هنوز باغچه برامون گل نداده

كدوم پاييز زمستونو خبر كرد

بذار سر روي شونم گريه سر كن

از اون شب گريه هاي تلخ هق هق

بذار باور كنم يه تكيه گاهم

براي غربت يه مرد عاشق


پ ن : تقدیم به کسی که با اینکه نمی دونم کی هست و کی می یاد کنارم محبت

11:30 يکشنبه 8 شهريور 1394 هدیه
حق من بود

حق من بود که باشى و نگاهم بکنى
که به هر ثانيه با عشق دعايم بکنى

حق من بود که از نم نم باران بهشت
خوشه اى عشق بچينى و صدايم بکنى

حق من بود بمانى و در اندوه غروب
سپرم باشى و با عشق تو رامم بکنى

حق من بود که در منزل تو جاى شوم
نه که در خلوت کوچه تو سلامم بکنى

حق من بود که آغوش تو جايم بشود
نه که در معرکه ى عشق وداعم بکنى

حق من بود چو آهو تو اسيرم باشى
نه که با وسوسه اى طعمه ى دامم بکنى

حق من بود بهار دل من باشى تو
نه که در فصل خزان بر سر دارم بکنى

حق من بود تو باشى همه ى دلخوشيم
تو نماندى که مرا مست و خرابم بکنی*


پ ن : میلاد امام خوبی ها رو به همه دوستان نازنینم تبریک عرض می نمایممحبت

دوستان گرامی برای دیدن پست نامه ای به امام رضا خالی از لطف نیست چشمک

دوستان گرامی برای دیدن پست میلاد امام رضا خالی از لطف نیستچشمک

18:52 شنبه 31 مرداد 1394 هدیه
خدایا شکرت

سلاممممممممممممممممم دوستان نازنینم و یه سلام ویژه هم به فنچول مامانی که با اینکه حضورا در کنارم نیستی اما همیشه کنارم هستی اومدم یه خبر خوب بهتون بدمممممممممممممممم که اینجانب دفاع کردم و کارشناسی آی تی رو به اتمام رسوندم و  و در واقع برای خودم شدم خانم مهندسچشمکبا اینکه روزهای سختی رو داشتم اما به نظرمممممممممم واقعا زود تموم شد و خدارو شاکرم به خاطر لطفی که همیشه در حقم داشتن . خداجون عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم بغل به امید روزی که بتونم بیام و خبر ازدواجم رو و از مهمتر خبر سلامتیم رو بهتون بدممممممممممممممممحبت

مادرای نازنین می دونم که دلتون پاکه خدا کوچولوهای نازی رو نصیبتون کرده برای بنده حقیر هم دعا کنید تا با طب سنتی خوب شم و نرم زیر تیغ عمل متنظر


خدایا می دونم بنده خوبی برات نبودم

خدایا می دونم که گاهی وقتا با زبون تندم دل خیلیا رو شکوندم که دست خودمم هم نبوده

خدایا می دونم نمازامو یه خط در میون خوندم

خدایا می دونم که همیشه هوامو داشتی و داری

خدایا می دونم  دوستم داری و هیچ وقت تنهام نذاشتی

حضورت رو در نیمه های شب که پول کافی نداشتم و حال پدرم بد شد و مجبور شدم نصفه شبی ببرمش درمانگاه برای نصب سوند حس کردم

حضورت رو وقتی هیچ ماشینی کنار خیابون برامون نگهه نمی داشت و تو دلم همش صدات کردم که یه دفعه

پسرجوونی ماشینش رو جلومون نگهه داشت و برد مارو درمونگاه و هیچ پولی ازمون نگرفت حس کردم

حضورت رو وقتی مسئول تزریقات گفت که بلد نیستم و مسئولش فقط صبحا می یاد و با نگرانی گفتم برام آژانس

بگیرید و از مسئول پذیرش می پرسم  که به غیر از بیمارستان فجر بیمارستان دیگه ای سراغ ندارین که بیمو قبول کنه که گفت نمی شناسم و آزانسی اومد ازش بپرس شاید بدونه و منتظر آژانس بودم که یک دفعه مسئول تزریقات صدام کرد که دکترمون براتون نصب می کنه رو حس کردم

خلاصههههههههههههههههههه در تمام لحظه هام  حضورت رو حس کردمممممممممممم

خداجون با اعماق وجودم دوست دارمممممممممممممممممممممممممممحبت

14:35 شنبه 31 مرداد 1394 هدیه
صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 8 9 10 ... 42 صفحه بعد

0.49155282974243