عزیزانم پس کی می یاین بی صبرانه منتظرتونم
 

 


دلت گرفت دیگر منت زمین را نکش 

راه آسمان باز است پربکش

او همیشه آغوشش باز است  نگفته تو را می خواند؟

اگر هیچکس نیست خدا که هست 

15:41 شنبه 28 شهريور 1394 هدیه
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده
برای شيطنت های بی وقفه،
بيخيالی های هر روزه،
ناز و كرشمه های من و آينه
خنده های بلند و بی دليل،
برای آن احساسات مهار نشدنی،
حالا اما،
دخترك حساس و نازك نارنجی درونم چه بی هوا اين همه بزرگ شده!
چه قدی كشيده طاقتم!
ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی ميزند!
چه شيشه ای بودم روزی،
حالا اما به سخت شدن هم رضا نميدهم!
به سنگ شدن می انديشم،
اينگونه اطمينانش بيشتر است!
جای بستنی يخی های دوران كودكی ام را
قهوه های تلخ و پر سكوت امروز گرفته است!
اين روزها لحن حرفهايم اينقدر جدی است
كه خودم هم از خودم حساب ميبرم...
در اوج شادی هم قهقهه سر نمي دهم!
و تنها به لبخندی اكتفا می كنم!
چه پيشوند عجيبی است كلمه خانم!!!
همين كه پيش اسمت مينشيند
تمامی سر خوشی و بی خياليت را از تو ميگيرد،
و به جايش وزنه وقار ومتانت را
روی شانه ات می گذارد!
نه اينكه تمامی اينها بد باشد،نه!
فقط خدا كند وزنشان آنقدر سنگين نشود كه دخترك حساس و شيرين درونم
زير سنگينی آن بميرد!

 

23:11 سه شنبه 10 آذر 1394 هدیه
حرف دل

عزیزکم چشمانم رو می بیندم و تو را در ذهنم مجسم می کنم که در آغوشم هستی و چشمای معصومت رابسته ای و به خواب ناز رفته ای گویی جان تازه می گیرممحبت و زندگیم با تو معنا پیدا می کند . وقتی با دهان نازنینت صدایم می کنی و با چشمان زیبایت نگاهم ، تولدی دوباره است برای من  و دنیایم با تو رنگین می شود محبت عزیزکم وقتی خودت را برایم ناز می کنی گویی جان دوباره می گیرم و آن لحظه دوست دارم که بغلت کنم و آنقدر فشارت دهم و از استشمام بوی تنت به اعماق رویاها برم و خدارا شاکر باشم به خاطر نعمت زیبایی که نصیبم کرده است آری وجود تومحبت

تویی که برایم زندگی هستی و با تو نفس می کشم و معنای زندگی را می فهمم تویی که با وجودت، خندهایت، و حتی گریه هایت برایم شیرین و لذت بخش است حتی شیطنت های کودکانه ات را دوست دارم و با آنها گویی خودم جوان می شوم و شوق بازی و کودکانه هایم در من رشد می کند و نفسم به نفست بند است و راه رفتنت پابه پای من در خیابان به من حس غرور می دهد و به خود می بالم از اینکه مادر انسان وارسته ای چون تو ام و لذت در کنار باتو بودن شوق و امید را در من زنده می کند. عزیزکم وقتی خسته ای و گله مند از همه چیز و خود را در آغوشم قرار می دهی و چشمان نازت رو با شنیدن لالایی من کم کم می بندی و آرام به خواب ناز می روی و من عاشقانه نظاره گر صورت زیبایت هستم و به خاطر داشتن همچین زندگی آرامی از خدای مهربان مچکرم و هرکاری هم بکنم بازهم از زبانم یا حتی تمام وجودم قاصره از شکر کردنش محبت

عزیزکم دوستت دارم و بدان مادری در تمام لحظاتش حاضر است جانش را برای خوشبختیت نثارت کند  تا هیچ کمبودی در زندگی حس نکنی و با داشتن تو و پدرت مادرت سجده شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکر بجا می آورد و به خاطر داشتن همچین زندگی از خداوند مهربان سپاسگذار است محبت

 

20:45 سه شنبه 19 آبان 1394 هدیه
رویش یه زندگی

سال 94 هم با فراز و نشیباش داره می گذره و تولد من هم افتاد فردای عاشورا و به خاطر این ماه عزیز حتی نیومدم پست بذارم و با خودم گفتم که حرمت این ماه حفظ بشه و با کلی تاخیر اومدم و بگم شدم 27 ساله و این تولدم مثل تولدای قبلیم آروم و بی صدا گذشت و کسایی به یادم بودن که اصلا فکرشم نمی کردم دوتا از داداشام که یکیشون بهم اس داد و نوشته بود که آبجی کوچولو تولدت مبارک  (داداش مهدیم )و یکیشون هم تو تلگرام بهم پیام داده بود که آبجی گلم تولدت مبارک (داداش اسماعیلم در واقع بابای بنیامین )و اولین پیغامی که برای تبریک بهم داده بودن مامان مبینا بود که ازاینجا ازشون ممنونم و بعدش بهترین دوستم عسل که من همه چیزمو مدیون اونم و امیدوارم هر جا هس موفق و شاد و خرم باشه و تبریک بعدی بانک شهر بود که بهم داد و نوشته بود خانم طاهره نادری سالروز تولدتان مبارک که بازم خیرشون بده تولد مارو یادشون هست و هیچ وقت یادشون نمی ره خندونک و آوا هم بهم تو نی نی گپ  تبریک گفت که از اینجا جاداره از ایشونم تشکر کنم و ممنونم که تولدم رو یادشون بودن در ضمن یه تشکر ویژه هم از نی نی وبلاگ دارم که تولدم رو هر سال اول از همه بالای وبم بهم تبریک می گه و از خدا می خوام همیشه این محفل دوستانه هر چند مجازی اما گاهی وقتا دلگرم تر از دنیای واقعی است  پایدار باشه و منم خوشحالم که تو این دوسالی که اینجا هستم دوستای با معرفتی پیدا کردم و از خدا می خوام لایقم بدونه این همه مهر و محبت رو که این دوستان عزیز نثارم می کنن و هرجا هستن خوش و خرم باشن و زندگیشون مملو از الطاف الهی باشن محبت از اعماق وجودم دوستون دارممحبت


پ ن : دوستان گرامی دیدن پست  26 سال از عمر پرفراز و نشیب خوشمل بانو گذشت خالی از لطف نیست چشمک

دوستان گرامی دیدن پست تولدم مبارک خالی از لطف نیست چشمک

17:42 يکشنبه 3 آبان 1394 هدیه

جوجوی عمههههههههههههههههههه عزاداریات قبول باشه و الهی عمه قربون اون اخمت بره که چقدر ناز می شی بغلبوس

 

اینجا هم بغل داداشی هستی و داداشی هم سوم امام حسین لباس عربا رو پوشیده و چقدر بامزه شده

الهییییییییییییییییییییییییییی عمه قربون هر دوتون بره و جونم به جونتون بستش محبتبغلبوس

0:7 جمعه 1 آبان 1394 هدیه
شیر خوارگان حسینی

سلام نازگلم که چقدر دلم برات تنگ شده بود و نمی دونی چقدر هواتو کردم محبت الهی قربون اون چشمای نازت برم که هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشه فنچون مامانی نمی دونی چقدر دلم بدجوری هواتو کرده و بی صبرانه منتظرت هستم محبت قربونت برم که جونم به جونت و اون لبای خوشملت بستس امروز دل مامانی بد جوری گرفته و از همه مهمتر بدجوری هواتو کرده بود وقتی می دیدم که همه نازگلاشون رو بردن به همایش شیرخوارگان حسینی و از تلویزیون که می دیدم بدجوری دلم هواتو می کرد و تو دلم می گفتم یعنی میشه خدایا منم یه روزی کوچولومو لباس حضرت علی اصغر بپوشونمش و با خودم ببرمش به امید اون روز که می دونم هیچ وقت دیر نیست و بالاخره انتظار یه روزی تموم میشه فقط صبرمامانی کمه محبت چندتا خبر برات دارم اولیش اینه که نت خونمون وصل شد بعد چندماه انتظار بالاخره پورت خالی مخابرات به منطقمون داد و وای فای خونمون هم وصل شد و این اتفاق به مامانی یه درس بزرگ داد . این بود که انتظار یه روزی بالاخره به پایان می رسه ممکنه طول بکشه اما بالاخره تموم میشه پس انتظار مامانی هم بالاخره تموم میشه شاید زمانش هنوز نرسیده بالاخره یه روزی مامانی مثل بقیه آدما به بابایی می رسه . به دل مامانی برات شده که انتظار داره تموم میشه. و خبر دوم اینکه امسال دومین سالی بود که پسرداییت بنیامین تونسته بود که بره این مراسم و زندایی مینا هم عکسشو از طریق تلگرام برای مامانی فرستاد که وقتی مامانی عکسشو دید کلی ذوق کرد و تو دلش براش دعا کرد و از خدا خواست که حافظش باشه و کلی هم مامانی قربون صدقش رفت یه وقت حسودی نکنی مامان بدون که مامانی تو رو بیشتر از بنیامین دوس داره و با هیچی هم عوضت نمی کنه اینو بهت قول می دم بغل آخه تو میوه وجودمی مگه میشه دوست نداشته باشم ببخش اگه دیر به دیر بهت سرمی زنم می دونم از دستم ناراحتی اما بدون مامانی داره خودشو آماده میکنه برای آینده ای بهتر که بعدها نشینی غصه چیزایی رو بخوری که مامانی الان داره حسرتشو می کشه . دوست دارم و همه تلاشمو می کنم که زندگی خوبی داشته باشی تا زندم و نفس می کشم همه تلاشمو می کنم که بتونم آینده روشنی رو برات رقم بزنم تا که چشم به این دنیای خاکی باز کردی همه چی برات مهیا باشه نازنینم محبت

حالا بریم سراغ عکس هایی که زندایی مینا برای مامانی فرستاده میذارم که به یادگار بمونهمحبت

اینجا پسرداییت رفته هیئت و تازه از هیئت برگشته به امید روزی که مامانی هم بتونه تو رو هم ببره هیئت و الهی که امام حسین خودش شافی هممون تو اون دنیا باشهمحبت

قربون اون نگاهای معصومت و اون خنده نازت برم من بغل

الهی قربون اون خواب شیرین و معصومت برم من بغل


پ ن : دوستان گرامی دیدن پست  ورودت به خانواده مارو بهت تبریک می گم خالی از لطف نیست چشمک

 

13:03 جمعه 24 مهر 1394 هدیه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 ... 41 صفحه بعد