دلتنگیای خوشمل بانودلتنگیای خوشمل بانو، تا این لحظه 5 سال و 9 ماه و 15 روز سن دارد
خوشمل بانوخوشمل بانو، تا این لحظه 30 سال و 1 ماه و 24 روز سن دارد

عزیزانم پس کی می یاین بی صبرانه منتظرتونم

ششمین نامه به همسر عزیزم

1397/1/2 18:34
نویسنده : هدیه
187 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

سلام به نامرد عالم روزگار   که به انتظارهام توجهی نکرد و نیومد

آره بعد مدتها اومدم اما ایندفعه اومدم تا از معنای عشق برات بگم از عشقی که چند ساله گریبانم شده و با همه وجودم بوی عاشقی رو اشتشمام کردم کاش همه مثل این عشق بودن عشقی که بوی لطافت می ده بوی مهربونی میده بوی همدلی میده بوی رسیدن و خدارو می ده آره درست متوجه شدی عشقی از جنس شهدا جبرروزگار منو به جایی رسوند که سنگ صبورم گلزارشهدای تهران شد و احساس غرور می کنم که عشقم اونجاست و نیرویی منو می کشونه اون سمت و باتمام وجود به حرفام و دردودلام گوش می دن و ازم یه انسان صبور ساختن و حالا به جایی رسیدم که دیگه نبودت آزارم نمیده اومدم اینارو بهت بگم البته یه عشقی هست که اگه بهش نرسم با یاد و خاطرش سرمی کنم چون اون لیاقت اینو داره که به پاش وایسم می خوام قوی و صبور باشم و پابه پای آرزوهام قدم بردارم خیلیا اومدن و رفتن اما بد موقعی اومدن موقعی که این عشق در درونم جوانه زد و باعث شد که هیچ کسی جز این عشق نتونم تو حریم زندگیم وارد کنم

کسایی اومدن که حتی معنی درستی از عشق رو نمی دونستند و همه چیز رو دربلندی قد و پول و منال و مانکن بودن دیدن و زمین تا آسمون تفکراتشون با من فرق داشت و کاری کردن که عطا رو به لقاش بخشیدم شاید تعجب کنی اما واقعیت داره اما حاضرم جونمو برای این عشقم بدم عشقی که من رو به خدا رسوند و می رسونه من اینو می خواستم که متاسفانه در جوونای الان نبود لااقل اونایی که اومدن و رفتن خبری ازشون نبود از این عشق خبری نبود و همش به فکر آرامش خودشون بودند پس من چی من نباید آرامش پیدا می کردم من نباید به کسی تکیه می کردم و باید خیلی از خواسته هامو باید نادیده می گرفتم در صورتیکه همه خواسته هام معقول بود کسی پاکی و نجابتمو ندید و همش به فکر خودشونن پس اگه قراره دوباره من کوتاه بیام و همه خواسته هام که معقولن رو نادیده بگیرم پس دارم زندگیمو ادامه می دم و اسم یکی رو هم تو شناسنامه ام یدک نمی کشم

خیلی سعی کردم که مادر خوبی برای بچم باشم اما روزگار اینو نخواست روزگار عاشق کسیم کرد که هیچ وقت نمی تونم بهش برسم و جز اون نمی تونم کسی رو تو دلم جا بدم و از این بابت خوشحالم که منم تونستم معنی واقعی عشق رو بچشم و اصلا بدونم عاشقی چیه عشقی که بوی خدارو میده آره اومدم اینا رو بهت بگم و تا جون دارم پای عشقم می مونم

 

پسندها (7)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف